?وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام رو آماده کنن.
?فردی وارد شد و با لهجه ای ساده و روستایی پرسید:
کرم ضد سیمان دارین؟
⭕️فروشنده که انگار موضوعی برای خنده پیدا کرده بود با لحنی تمسخر آمیز پرسید:
کرم ضد سیمان؟
بله که داریم. کرم ضد تیر آهن و آجر هم داریم.
حالا ایرانیشو میخوای یا خارجی؟
اما گفته باشم خارجیش گرونه ها…
?مرد نگاهش را به دستانش دوخت و آنها را رو به صورت فروشنده گرفت و گفت:
از وقتی کارگر ساختمون شدم دستام زبر شده، نمی تونم صورت دخترمو ناز کنم.
اگه خارجیش بهتره، خارجی بده…
لبخند روی لبهای فروشنده یخ زد….
?چه حقیر و کوچک است آن کسی که دراین دنیا به خود #مغرور است.
چرا که نمی داند بعد از بازی شطرنج، شاه و سرباز همه در یک جعبه قرار می گیرند.
حضرت ابراهیم اولادی نداشت?، لذا از خدا درخواست کرد که خدا فرزند صالحی به او عطا کنه?:
رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ (صافات/۱۰۰)
? «پروردگارا! به من فرزند صالحی عطا کن.»
☝️ خدا در جواب فرمود:
فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِیمٍ (صافات/۱۰۱)
? «ما او را به فرزندی حلیم، بردبار و صبور بشارت دادیم!»
✅ اینجا یه نکته خیلی لطیفی هست:
? ابراهیم گفت: خدایا فرزندی به من بده که از «صالحین» باشه.?
? ولی خدا فرمود: فرزندی نصیبت میکنیم که «حَلیم» باشه.?
یعنی «صالح»? تفسیر شد به «حَلیم».
⁉️ حالا «حِلم» یعنی چی؟ و «حَلیم» به کی میگن؟!↶
? «حِلم» یعنی سنگینی، یعنی وقار، یعنی فهم و شعور، یعنی بصیرت، یعنی صاحب نظر بودن و دقیق بودن.??
⁉️ از کجا این حرف و میزنیم؟!↶
? برای اینکه وقتی اسماعیل بزرگ شد، و به حدّ رشد رسید، پدرش دید که این بچّه، در سنّ نوجوانی? اهل فهم و اهل نظر است.
☝️ بنابراین به پسر گفت:
یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَی فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَی. (صافات/۱۰۱)
? «پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح میکنم، نظر تو چیست؟»
یعنی اسماعیل دیگه برا خودش صاحب نظر شده.
? ابراهیم بهش میگه: نظر بده، تو صاحب نظری!☜ «فَانظُرْ مَاذَا تَرَی»
? حالا این فرزندِ اهلِ فکر، اهلِ بصیرت، و اهلِ نظر، جواب میده که:↶
یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ (صافات/۱۰۲)
? «ای پدر! هر دستوری که داری اجرا کن، به خواست خدا، مرا از صابران خواهی یافت!»
? دقّت کنیم! یه صفتِ دیگه هم اضافه شد:
☜ «صابر»، یعنی اهلِ «صبر».
✅ یعنی اونیکه «صالح» باشه، «صابر» هم هست.
? این آدم میشه خداشناس، و جهان شناس.
☝️ پس «صالح» و شایسته کسی است که از نظر فکری «صالح» باشه، در خداشناسی «صالح» باشه، و در یک کلمه، در مرگ و حیات «صالح» باشه.?
☝️ و وقتی که امتحان پیش اومد، فوری قبول کنه، و بگه:☜ «افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ».
…حتّی آمادۀ قربانی شدن? در راه خدا هم باشه.
?# حکایت آورده اند كه
در مجلس شيخ ابوالحسن خرقانی سخن از كرامت مي رفت و هر يک از حاضران چيزي مي گفت. شيخ گفت: كرامت چيزي جز خدمت خلق نيست.
چنان كه دو برادر بودند و مادر پيري داشتند. يكي از آن دو پيوسته خدمت مادر مي كرد و آن ديگر به عبادت خدا مشغول مي بود. يک شب برادر عابد را در سجده، خواب ربود. آوازي شنيد كه برادر تو را بيامرزيدند و تو را هم به او بخشيدند. گفت: من سالها پرستش خدا كرده ام و برادرم هميشه به خدمت مادر مشغول بوده است، روا نيست كه او را بر من رجحان نهند و مرا به او بخشند.
ندا آمد: آنچه تو كرده اي خدا از آن بي نياز است و آنچه برادرت مي كند، مادر بدان محتاج…
مدد از روح بزرگان
آقای قاضی (ره) به همه توصیه می کردند که: اگر قبری از امام زادگان یا علما و بزرگان در اطرافتان یا شهرتان است حتماً بروید
?????
???
??
?
یک ضرب المثل غلط!!
« خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو! »
? ولی قرآن چیزی دیگه میگه?
?” *أكثر الناس ﻻ ﻳﻌﻠﻤﻮﻥ*”
▪️بیشتر مردم نمیدانند
?” *أكثر الناس ﻻ ﻳﺸﻜﺮﻭﻥ*”
▪️بیشتر مردم ناسپاس اند
?” *أكثر الناس ﻻ ﻳﺆﻣﻨﻮﻥ* “
▪️بیشتر مردم ایمان نمی آورند
?” *أكثرهم ﻓﺎﺳﻘﻮﻥ*”
▪️بیشترشان گناهکارند
?” *أكثرهم ﻳﺠﻬﻠﻮﻥ*”
▪️بیشترشان نادانند
?” *أكثرهم ﻣﻌﺮﺿﻮﻥ*”
▪️بیشترشان اعتراض گرند
?” *أكثرهم ﻻ ﻳﻌﻘﻠﻮﻥ*”
▪️بیشترشان تعقل نمیکنند
?” *أكثرهم ﻻ ﻳﺴﻤﻌﻮﻥ* “
▪️بیشترشان ناشنوای اند
?” *ﻭﻗﻠﻴﻞ ﻣﻦ ﻋﺒﺎﺩﻱ ﺍﻟﺸﻜﻮﺭ* “
▪️و کم اند بندگانی که شاکر اند
?” *ﻭﻣﺎ ﺁﻣﻦ ﻣﻌﻪ ﺇﻻ ﻗﻠﻴﻞ* “
▪️و جز اندکی ایمان نمی آورند
✅پس نه تنها اکثریت نشانه حقانیت نیست ، بلکه در موارد زیادی اکثریت بر خلاف معیارهای الهی رفتار میکنند.
? ﺭﻭﺯﯼ ﻋﺎﻟﻤﯽ ﺳﻨﯽ ﺑﻪ ﻋﻼﻣﻪ ﺍﻣﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯ ﻣﻨﺒﺮ پایین ﻣﯽ آﻣﺪ، ﮔﻔﺖ: ﺷﻤﺎ ﺷﯿﻌﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻋﻠﯽ ﻏﻠﻮ می کنید ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﯾﺪﺍﻟﻠﻪ می گویید!
ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﻋﻼﻣﻪ ﺍﻣﯿﻨﯽ پاسخ داد: ﺍﮔﺮ ﻋﻤﺮ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
عالم سنی ﮔﻔﺖ: ﺳﺨﻦ ﻋُﻤﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺣﺠﺖ ﺍﺳﺖ.
ﻋﻼﻣﻪ، ﺳﺮﯾﻊ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺘﺐ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻭ ﺻﻔﺤﻪ ﺍی ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺩﺭ آﻥ ﺑﻮﺩ:
ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﻃﻮﺍﻑ ﮐﻌﺒﻪ ﺍﺷﺘﻐﺎﻝ ﺩﺍﺷﺖ؛ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎ ﺑﻪ ﺯﻥ ﻧﺎﻣﺤﺮﻣﯽ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﺎﻣﺸﺮﻭﻋﯽ ﮐﺮﺩ و ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﺩﯾﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ، ﺿﺮﺑﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺯﺩ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﮐﺮﺩ. ﺍﻭ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﻧﺰﺩ ﻋﻤﺮ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﻔﺖ.
ﻋُﻤﺮ بن الخطّاب به او ﮔﻔﺖ: ﻗَﺪ ﺭَﺍﯼ ﻋَﯿﻦُ ﺍﻟﻠّﻪِ ﻭَ ﺿَﺮَﺏَ ﯾَﺪُ ﺍﻟﻠّﻪ (ﭼﺸﻢ ﺧﺪﺍ ﺩﯾﺪ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍ ﺯﺩ).
آﻥ ﻋﺎﻟﻢ ﺳﻨﯽ مات و ﻣﺒﻬﻮﺕ ﺷﺪ…
#همسرانه
چه زنهایی از چشم شوهر می افتند⁉️
⚜️ زنهایی که برای جلب توجه و محبت شوهر ، به جای دلبری و عشوه ، خودشون رو به مریضی میزنند و اظهار ضعف میکنند
⚜️ زنهایی که همیشه افسرده و بی حال هستند
⚜️ زنهایی که احترامی برای شوهر قائل نیستند بخصوص در جمع
⚜️ زنهایی که به نظافت و تمیزی خود اهمیت نمیدهند
⚜️ زنهایی که سرد و خشک و بی روح هستند و نسبت به مسائل جنسی رغبتی نشون نمیدهند.
امام صادق (ع) فرمود: هر كه از برادر مؤمن گرفتار تشنه كام خود هنگام بى تابیش فریاد رسى كند و او را از گرفتارى نجات دهد و براى رسیدن بحاجتش او را یارى كند، خداى عزوجل بسبب آن عمل 72 رحمت از جانب خود برایش نویسد، كه یكى از آنها بزودى (در دنیا) باو دهد و بسبب آن امر زندگیش را اصلاح كند و 71 رحمت دیگر را براى هراس و ترسهاى روز قیامتش ذخیره كند.
اصول كافى جلد3 صفحه: 285 روایة: 1