آفات زبان لعن و نفرین
موارد جواز لعن
۱۳ - لعن بر منکران قضا و قدر الاهى کسانى که ارتباط سرنوشت و حوادث زندگانى انسان را با اراده و تقدیر الاهى انکار کنند از سوى خداوند لعنت مى شوند. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم در ادامه شمارش افراد ملعون مى فرماید والمکذب بقدر الله
و کسى که قدر الاهى را تکذیب کند.
۱۴ -لعن بر مخالفان سنت رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم آن کس که با سیره و روش پیامبر مخالفت کرده ، در صدد تغییر و حذف آن بر آید، از رحمت خدا به دور است رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در ادامه شمارش افراد ملعون فرمود
والمخالف لسنتى
و مخالف با سنت من
۱۵ -لعن بر حلال کنندگان حرام خدا: رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم در ادامه شمارش افراد ملعون فرمود:
والمستحل من عترتى ما حرم الله
و آن کس از خاندانم که آن چه را خداى عزوجل حرام کرده است حلال کند.
۱۶ -لعن بر زورگوى سلطه گر سلطه گر ظالمى که صاحبان عزت الاهى را ذلیل و ذلیل ها را عزیز کند. حضرت رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در ادامه فرمود
والمسلط بالجبروت لیعز من اذل الله و یذل من اعزالله
و کسى که به زور چیره شده تا آن که را خدا ذلیل کرده عزیز کند و آن که را خدا عزیز کرده ذلیل کند
۱۷ - لعن بر تاراج کننده بیت المال : کسانى که اموال عموى را به یغما برده ، به خود اختصاص مى دهند مورد لعن قرار مى گیرند. رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله و سلم در ادامه فرمود
والمستاثر على المسلمین بفیئهم منتحلاله
۱۸ -لعن بر حرام کنندگان حلال خدا پیامبر مکرم صلى الله علیه و آله و سلم در پایان شمارش افراد ملعون فرمود
والمحرم ما احل الله عزوجل
و کسى که آن چه را خداى عزوجل حلال کرده است حرام کند.
۱۹ -لعن بر یارى کنندگان ستمگر امام صادق علیه السلام به نقل از رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید
من تولى خصومه ظالم او اعان علیها ثم نزل به ملک الموت قال له ابشر بلعنه الله و نار جهنم و بئس المصیر
هر کس مخاصمه از سوى ستمگرى را به عهده گیرد یا بر آن مخاصمه او را یارى رساند، سپس فرشته مرگ بر او فرود آید، به او مى گوید به تو لعنت خدا و آتش دوزخ و سرانجامى بد را بشارت مى دهم
حال پرسش این است که آیا مى توان افراد متصف به صفاتى چون کفر، شرک ، نفاق و ظلم به صورت معین و مشخص لعنت کرد یا حکم جواز لعن فقط به کافران مشرکان منافقان ، ظالمان و به صورت کلى و نامعین مربوط مى شود؟
نام بردن از شخص خاص و لعنت کردن او، فقط زمانى صحیح است که آن شخص صفت کفر یا ظلم یا را داشته باشد و گرنه لعن او حتى به صورت نامعین هم ، چه به صورت اخبار و چه به صورت انشا، جایز نیست اما از آن جا ممکن است شخص داراى یکى از این صفات تا زمان مرگش توبه کند و به راه خدا باز گردد، بهتر است نام اشخاص در لعن برده نشود و فقط به صورت کلى و نامعین لعن شوند
امیر مؤ منان على (علیه السلام ) فرمود
اهل شام را لعن نکنید
البته این نهى ، شاید از این رو بوده که حضرت به بازگشت ایشان به راه راست امید داشته یا شاید همه آن ها ملعون نبوده اند؛ زیرا بدون شک در بین آنها افرادى هم بوده اند که در راه راست گام مى گذاشته اند دانشمند بزرگ شیعى مرحوم نراقى در این مورد برداشت زیبایى دارد و مى گوید: اگر این نهى درست باشد، شاید به امید بازگشت ایشان به راه حق بوده است که این شان رئیس دلسوز بر مردم است
امام على علیه السلام رهبر جامعه است و براى جامعه مسلمانان مهربان و دلسوز و براى امت اسلامى مانند پدر است پدر خانواده ، هیچ گاه افراد خانواده را طرد نمى کند
از سویى برخى از اشخاص به وسیله پیشوایان معصوم علیه السلام نفرین شده اند؛ از جمله در تاریخ آمده است که ابوسفیان در هجو پیامبر اکرم هزار خطر شعر گفت و حضرت در پاسخ او فرمود:
پروردگارا من که نمى توانم شعر بگویم و سزاوار هم نیست که بخواهم با شعر پاسخش را بدهم
پروردگارا! او را در برابر هر حرفى از این شعرها که گفته هزار بار لعنتش کن
گفته شده است که حضرت على علیه السلام در قنوت نمازش معاویه عمروعاص ابوموسى اشعرى و ابواعور سلمى را لعنت مى کرد
مرحوم نراقى از شیخ طوسى نقل مى کند که امام صادق علیه السلام نیز پس از سلام نماز، چهار نفر را لعن مى کرد
لعن این افراد از سوى اولیاى معصوم علیه السلام گویاى آن است که ایشان به خوبى مى دانستند افراد مذکور تا پایان عمر، بر کفر یا فسق خود باقى مى مانند
از این موارد مى توان چنین برداشت کرد که لعن برخى افراد یا گروهها نه تنها حرام نبوده بلکه جایز است و نیکو و مستحب نیز به شمار مى رود
منبع
اخلاق الاهی جلد چهارم آفات زبان/استاد ایت الله مجتبی تهرانی