سلام ،امروز بعد مدت ها به وبلاگم سر زدم،اول از همه هم نظرات را دیدم ؛چشمتون روز بد نبینه,یه مطلب گذاشته بودم (خدائیش منم بی دقتی کرده بودم وصحت مطلب را بررسی نکرده بودم)نظرات شیک و میک به بنده رسیده بود.ناراحت که نشدم,منفجر شدم با خودم فکر کردم امر به معروف و نهی از منکر آدابی داره ,بابا من که کافر نیستم قصد بدی هم نداشتم,غفلت کردم,یکم آرامتر اینطور ه که حرف حقمون هم به دل نمیشینه و وضعمون این شده
بابا جان از حقتان استفاده کنید!!!
گاهی اندر خم و پیچ کوچه های شهر زمزمه هایی می شنویم که اینبار دیگه انتخاب نمی کنیم ؛دفعه قبل چی شد ؟؟؟
واقعا دفعه قبل چی شد؟؟؟
کسانی که انتخاب کردند و انتخاب درست نکردند که باید ساکت باشند چون انتخاب خودشون بوده(خودم کردم که لعنت برخودم باد) واگه کاندیدشون دروغگو از آب در اومده ضمن اینکه دفعه دیگه چشمان مبارکشون را بازتر کنند باید حقشون را مطالبه کنند که ای آقای کاندید محترم شما که آبروی ما را بردید ما به شما رای دادیم گفتید اینچنین و اون چنین اما حالا که هیچی …….
اون ها که انتخاب کردند و کاندیدشون انتخاب نشد با احترام به رای مقابل زبان مطالبه گری خود را داشته باشند و حواسشون باشه دفعه بعد رکب نخورند اتفاقی اکثر برای قشر …..چه اتفاقی افتاد؟؟؟دو قطبی را چگونه ایجاد کردند و از چه سوراخی گزیده شدند ومدام به کاندید منتخب بگند آقا این چه وضعش ما که شمارا انتخاب نکردیم (خدا وکیلی اگه کاندیدی خوب کار کرد اگه اگه …. اذیت نکنیم و فرصت بدیم و کمک کنیم )
اما تویی که رای ندادی اصلا حق هیچ اعتراضی نداری اصلا نیستی چون راییی ندادی که به خوب و بدش گیر بدی
پس حالا که حق داری از حقت استفاده کن
رمز وبلاگم را گم كرده بودم از شهادت پسرش از بيرق مشكي صفحه وبلاگم فهميدم چند وقتي است نبودم.حالا سياه پوش مادرش هستيم بايد بيرق را عوض كنم.اگر ظلم به مادر را مردمان آن زمان تاب نمي آوردند و بر سر غاصبان ولايت فرياد مي زدند شروع سلسله شهادت نبود
بریم گلزار شهدای کرمان… مزار حاج قاسم
لینک زیر را لمس کنید…
*مردی بود قرآن میخواند و معنی قرآن را نمیفهمید* *پسرکوچکش از او پرسید:*
*-چه فایده ای دارد قرآن میخوانی بدون اینکه معنی آن رابفهمی؟*
*پدر گفت پسرم سبدی بگیر واز آب دریا پرکن وبرایم بیاور*
*پسر گفت:غیر ممکن است که آب درسبد باقی بماند.*
*پدر گفت امتحان کن پسرم.*
*پسر سبدی که درآن زغال میگذاشتند گرفت ورفت بطرف دریا وامتحان کرد*
*سبد را زیرآب زد وبه سرعت به طرف پدرش دویدولی همه آبها از سبد ریخت وهیچ آبی در سبد باقی نماند*
*پس به پدرش گفت که هیچ فایده ای ندارد.*
*پدرش گفت دوباره امتحان کن پسرم.پسر دوباره امتحان کرد ولی موفق نشد که آب رابرای پدر بیاورد.برای بار سوم وچهارم هم امتحان کرد تا اینکه خسته شد وبه پدرش گفت که غیر ممکن است…*
*پس پدر به پسرش گفت سبد قبلا چطور بود؟*
*اینجا بود که پسرک متوجه شد و به پدرش گفت بله پدر قبلا سبد از باقیمانده های زغال کثیف وسیاه بود ولی الان سبد پاک وتمیز شده است.*
*پدر گفت: این حداقل کاری است که قرآن برای قلبت انجام میدهد.*
*پس دنیاوکارهای آن قلبت را از کثافتها پرمیکند،خواندن قرآن همچون دریا سینه ات راپاک میکند،*
*حتی اگر معنی آنراندانی…*
سه پیشنهاد برای اربعین امسال (۱)
?بازکردن باب مناجات با امامحسین(ع) که رهبر انقلاب فرمودند
?این مناجاتها را در فضای مجازی علنی کنیم و برایش آثار هنری بسازیم
?وظیفه خودمان بدانیم که در فضای اینترنت، اربعین را رونق بدهیم*
? در این شرایطی که ما نمیتوانیم اربعین را پرشور برگزار کنیم، نباید تمام اقداماتمان را به کمکرسانیها و فعالیتهای نوعدوستانه محدود کنیم؛ حفظ شعائر هم باید یادمان نرود.
? پیشنهاد اول بنده برای اربعین امسال-در کنار کمکهای مؤمنانه- باز کردن باب مناجات است؛ همان باب مناجاتی که رهبر انقلاب گشودند و اخیراً فرمودند: امسال اربعین که نمیتوانید به کربلا بروید، خودتان از راه دور، با امامحسین(ع) مناجات کنید.
? ما هم امسال مانند ایشان با امامحسین(ع) مناجات خواهیم کرد. این مناجاتها هم مناجات با خدا نیست که مخفیانه باشد، مناجات با حسین(ع) باید علنی باشد؛ مثل زیارتنامه، مثل روضه.
? از روی الگوی دعای کمیل، ابوحمزۀ ثمالی و… میتوانید مضامین بسیار زیبایی برای این مناجاتها پیدا کنید. مثلاً اینکه «یا اباعبدالله، شاید از خدمت ما در اربعینِ سال گذشته خوشت نیامده…» شعرای آئینی ما هم مضامین زیبایی در شعرهای خود دارند.
? انشاءالله آثار زیبای ادبی هنری فراوانی در این سلسله مناجاتها بهدست خواهد آمد. کمااینکه وقتی راه کربلا بسته بود چه شعرهای زیبایی در فراق کربلا سروده میشد.
? فضای اینترنت را از این مناجاتها و این مضامین زیبا پُر کنیم. وظیفه خودمان بدانیم که در فضای اینترنت اربعین را رونق بدهیم. در فضای مجازی حضور پیدا کنید و مطالب خوب اربعینی را لایک کنید و از دوستان خود بخواهید که این صفحات را دنبال کنند.
? امسال میتوانیم میلیونها خاطره برای اربعین جمع کنیم. میلیونها کلیپ میتواند برای اربعین ساخته بشود. هر یک از شما میتوانید مستندساز بشوید و از زاویۀ نگاه خودتان برای اربعین، مستند بسازید.
?علیرضا پناهیان
? نشست هماندیشی فعالین اربعین - ۹۹.۷.۴
تعبیر شما از این عکس نوشته چیه؟؟؟/
به نظر من میگه گاهی در سکوت حرف هایی زده میشه که توی کلام واقعی نیست.
شایدم میگه کمتر حرف بزن بیشتر گوش کن!
شایدم میگه آدمای کم حرف حکیم تر هستند!!!!!!!
بعد از اینکه یک مرد ۹۳ ساله از بیمارستاني در اروپا مرخص می شود، به او گفته شد که هزینه یک روز ونتیلاتور (دستگاه تنفّس مصنوعی) بیمارستان را بپردازد.
پیرمرد به گریه افتاد. پزشکان به او دلداری دارند تا بخاطر صورتحساب بیمارستان گریه نکند. ولی آنچه پیرمرد در جواب گفت، همه پزشکان را گریه انداخت.
پیرمرد گفت: “من به خاطر پولی که باید بپردازم گریه نمی کنم. تمام پول را خواهم پرداخت.” گریه من بخاطر آن است که 93 سال هوای خدا را مجانی تنفس کردم، و هرگز پولی نپرداختم. در حالیکه برای استفاده از دستگاه ونتیلاتور در بیمارستان به مدت یک روز باید اینهمه بپردازم. آیا می دانید چقدر به خدا مدیون هستم؟ من قبلاً خدا را شکر نمی کردم”
سخنان آن پیر مرد ارزش تأمل دارد. وقتی هوا را بدون درد و بیماری آزادانه تنفس می کنیم، هیچ کس هوا را جدی نمیگیرد.
این داستان ما را به یاد درسی از گلستان سعدی انداخت: «منّت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربتست و به شکر اندرش مزید نعمت هر نفسی که فرو می رود ممدّ حیاتست و چون بر می آید مفرّح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمت شکری واجب…»
خدایا کِی خودت را به من نشان میدهی؟
عبادت یعنی تمنا؛ تمنای ملاقات. اللهاکبر، یعنی خدایا کِی خودت را به من نشان میدهی؟ کِی جلوه میکنی؟ ببین من با ادب ایستادهام. تا کی باید مقابل تو ادا در بیاورم و با اراده خودم خم و راست شوم، نمیشود رؤیت عظمت تو مرا به سجده و رکوع بکشاند؟ سجدهها را تکرار میکنم اما کِی تو در را باز خواهی کرد؟ مدام این الفاظ را تکرار میکنم، ولی هنوز تو را نچشیدهام. و هنگامی که نماز به پایان میرسد، بنده صدا میزند: باشد راضی هستم… سلام بر همه خوبان عالم «السلام علیکم و رحمة الله و برکاتة.» این بار هم نشد ولی سجدۀ شکر بهجا میآورم؛ خدایا ممنونت هستم که مرا در این تمنّا قرار دادی.
بخشی از کتاب “رابطه عبد و مولا” اثر علیرضا پناهیان
تندروی های ریش دار بسیجی در حال خدمت به مردم، در سیل اخیر خوزستان، داوطلبانه هرجا نیاز به جان دادن باشد در صف مقدم ایستاده اند.
دلواپسان مجازی و مدعی ایران پرستی روی کاناپه نشسته و توییت اعتراضی منتشر میکنند!
جالب اینکه در تمامی فیلم های سینمایی چهره بسیجی ها را تند، خشن، اُمل، احمق و مخالف شادی مردم نشان میدهند اما در واقعیت در همه بحران ها بسیجی ها در صف اول ایستاده اند.
نوشته يكي ديگه